در جهان امروزی معمولا دو نوع تفکر وجود دارد بعضی ها معتقدند که باید نظام سرمایه داری از بین برود و اصولا نباید چیزی به نام سرمایه شخصی وجود داشته باشد که در این صورت عده که پول بیشتری دارند بر دیگران زور خواهند گفت بنابراین این دسته معتقدند که هر چه پول وجود دارد باید مساوی بین همه تقسیم شود و برای عملی شدن این کار باید تمام امکانات در اختبار دولت قرار گیرد تا بتواند این سیاست را عملی کند که به افکار سوسیالیستی مشهور است در مقابل این تفکر نظام لیبرال یا نظام سرمایه داری قرار دارد که معتقد است نه تنها وجود افراد ثروتمند در جامعه بد نیست بلکه با سرمایه افراد ثروتمند ۱ـشغل ایجاد میشود و از درصد افراد بیکار کاسته می شود ۲ـ از طریق بازوهای مثل دارای ومالیات قسمتی از سود کار به دولت می رسد که این خود منبع درآمدی برای دولتها است که از آن طریق بتوانند به اهداف خود برسند ۳ـ در پایان هر کاری با ثروت وسرمایه شخصی قسمتی از شهر وکشور بدون این که دولت از جیب خود خرجی کرده باشد ساخته شده و دولت می تواند با پولی که قرار بود در آن پروژه هزینه کند می تواند کارهای دیگری انجام دهد در این میان ایران را نمیتوان در قالب یکی از این دو مورد قرار داد در ایران با قوانینی مانند اصل ۴۴ که به خصوصی سازی مشهور است سعی در این است که رفته رفته دولت کوچکتر شده واجزای اقتصادی دولت به بخش خصوصی داده شود که این کار یکی از نشانه های این است که دولت می خواهد به بخش خصوصی رونق دهد اما سیاستهای مانند زالو صفت خواندن سرمایه دار القا کردن این تفکر که افرا فقیر پاکتر از افراد ثروتمند هستند و مانع تراشیهای برای سرمایه داران خارجی یک نوع سیاست دو گانه ای را در اقتصاد ایران ایجاد کرده باید منتظر بود ودید که ایا ایران با این نوع سیاست می تواند اقتصاد کشور را رونق دهد یا باید نوع رفتار خود را عوض کند؟
به عنوان یکی از صادر کننده اصلی نفت پر تر از دیروز می شود اما ثروتمند
شدن ایران نه تنها تا ثیر مثبتی بر سطح زندگی مردم ندارد بلکه تورم در ایران
نسبت مستقیم با قیمت نفت پیدا کرده است به طوری که با افزایش هر سنت از نفت
تورم هم بالا می رود در این میان بعضی از مسئولان دلایل جالبی برای این امر دارند
مثلا آقای با هنر می گوید کنترل تورم با فرمول ساده امکان ندارد( بر منکرش نعلت
که اگر چنین بود این همه سازمان و متوالی اقتصادی که لازم نبود) یا مثلا آقای توکلی
می فرماید افزایش قیمت نفت مثل شمشیر دو لبه است ( یکی نیست به این آقایان
بگوید آقا در مجلس بشینید وبعد از کلی کارهای کار شناشانه بهترین قیمت را برای
ایران پیدا کنید تا بقیه پول را بین کشورهای فقیر تقسیم کنیم که این کار ثواب هم دارد)
و در این میان حرفهای رئیس جمهور از همه جالب است که وقتی از گرانی حرفی به میان
می آید میگوید از محله ما خرید کنید (گرانی هنوز نتوانسته از سر بالای محله رئیس جمهور
عبور کند) نظر شما چیه؟
دولتها ومجلسهای پیشین با دولت ومجلس کنونی به
عنوان یک راهکار تبلیغاتی هر روز پر رنگتر میشود مثلا
آقای خاتمی با شعار تنش زدای تقریبا توانست حساسیتهای
کشورهای اروپای را کم کند وبا اینکه شعارهای اقتصادی
محدودی داده بود به کمک دیپلماسی و با پول نفتی که
خیلی کمتر از امروز بود توانست خیلی بهتر از امروز تورم
را کنترل کند اما آقای احمدی نژاد با جمله معروف اسرائیل
باید از نقشه جهان محو شود کار دولت خود را آغاز کرد و
با عوض کردن تیم مذاکره کننده و رویه مذاکرات هسته وبا
آمدن آقای لاریجانی که معتقد بود مذاکره کنندگان قبلی
مروارید دادند وآبنبات گرفته اند نه تنها نتوانستیم نیروگاه
بوشهر را تا به امروز راه اندازی کنیم و عملا کندتر از زمان
تعلیق کار نیروگاه پیش می رود به واسطه صرفا گفته های
تند ونه عمل باعث تصویب ۳ قعطنامه علیه ایران وتحریم
اقتصادی و مشکلات اقتصادی که مردم را ناراحت کرده واز
قرار معلوم گرانی هنوز به محله رئیس جمهوری نرسیده
که حتی وقتی نمایندگان مجلس میگویند رئیس جمهور
قبول نمی کند واز طرفی با کشورهای کمونیست وفقیری
مانند بولوی واکوادر وامثال آن پیمان برادری می بندیم که
۱۰تا مانند آن کشورها نمی تواند جای کشوری مثل فرانسه
را بگیرد هنوز جریان خرید هواپیما از فرانسه در اواخر رئیس جمهوری
خاتمی از یاد ها نرفته که آقای احمدی نژاد آن را ولخرجی از جیب مردم
دانستند باید نشست ودید در ۲ سال باقی مانده دولت نهم به
وعده های انتخاباتی خود که اکثرا اقتصادی بودند میتواند عمل کند؟
بيشتر از دو سال از عمر دولت نهم ميگذره اگر دولت بخواهد
بصورت كارنامه وزارتهاي خود را مرتب كند و با توجه به هر
وزارتخانه و برنامه كه براي او در ابتداي تشكيل دولت پيش
بيني شده بودرتبه بندي كند به نظر شما كدام وزارتخانه ها
در رتبه هاي اول و دوم قرار مي گيرند و كدام وزارتخانه ها
در رتبه هاي بيست وبيست ويك
مثلا وزارتخانه بهداشت ودرمان در طول اين دو سال پر كار
نشان داده و از آن جاي كه همه چيز در سياست و اقتصاد نسبي
است ميتوان گفت وزارتخانه موفقي بوده همينطورميتوان
از وزارتخانه كشور نام برد كه در حوزه فعاليت خود فعال بوده
اما وزارتخانه اقتصاد كه بايد مغز اقتصاد كشور باشد آنچنان بي كار
به نظر مي رسد كه وقتي رئيس جمهور دستور به انحلال سازمان
برنامه وبودجه مي دهند افرادي مانند آقاي توكلي دليل انحلال سازمان
رامشابه بودن كار سازمان با وزارتخانه اقتصاد بيان مي كند ووجود
چنين سازماني را اضافي مي داند به راستي تصميم سازي براي كشوري
مانند ايران اينچنين آسان است؟
از طرفي با افزايش قيمت نفت نه تنها از افزايش تورم وبيكاري جلوگيري
نشد كه روند رو به رشد هم داشته است به راستي پول چيز بدي است وبه
قول آقاي توكلي شمشير دو لبه است كه با قيمت نفت دو برابربودجه سال
جاري( در بودجه امسال نفت 34 دلار محاسبه شده است)بايد شاهد افزايش
تورم بود يا اين كه با تصميم گيري صحيح ومديريت اقتصادي سيل عظيم
دلارهاي نفتي رابه پشت سد درايت هدايت كرده واستفاده بهينه كرد؟
آيا دولت كنوني قدرت مهار سيل دلارهاي نفتي را دارد؟