به اين جملات دقت كنيد :
رئيس جمهور :گرانيهامقطعي و كوتاه ومربوط به گوجه فرنگي بود
رئيس مجلس : علت هاي گرانيها را برسي مي كنيم
وزير كشور : نفت 80 دلاري امروز ارزشي معادل 60دلار است
توكلي : افزايش قيمت نفت شمشير دو لبه است
رئيس جمهور : افزايش قيمت مسكن سياسي است
باهنر : با فرمول ساده نمي توان تورم را كنترل كرد
رئيس جمهور :در مورد گراني بزرگ نماي مي كنند وبيشتر حرفها بار رواني دارد اين گونه حرفها رفته رفته
كه به انتخابات نزديك مي شويم هر روز زيادتر مي شود و هر كس كه در اردوگاه اصولگراهها قرار دارد
هر روز علتي براي گراني پيدا ميكند و سعي مي كند و مي خواهد اصولگراهها را از اتهام به
وجودآوردن گراني تطهير كند ودر اخرين مورد رئيس جمهور گفت در مورد گراني
توضيح خواهم داد آيا توضيح دادن دردي را درمان مي كند در حالي كه دولت مجلس شوراي نگهبان
تصميم گيريهاي اقتصادي بستن قراردادها اقتصادي وغيره و خيلي از مكانهاي مهم تصميم گيري در اختيار
اصولگراهها قرار دارد رئيس جمهور چه كسي را مي خواهد مورد اتهام قرار دهد و بگويد بعضي ها
با كارهاي سياسي خود باعث جو رواني و گراني مي شوند ونكته جالب اين است كه گراني وجود دارد علتهاي
گوناگون هر روز بيان مي شود اما ترمز گراني گشيده نمي شود واقعا چرا؟
اصلاح طلب بودن د ر طول تاريخ هميشه داراي محدوديتها و هزينه هاي بوده است اين قانون نانوشته براي روزگار امروز هم صادق است اين نوشته سعي در مقايسه كوتاه امكانات رسانه دو طيف اصولگرا و اصلاح طلب
دارد ودر اين نوشته سعي براي مقايسه روزنامه هاي دو طيف است اصولگراها با داشتن روزنامه هاي چون ايران (كه در ميان عموم مردم خواننده دارد) كيهان (كه بيشتربين طيفهاي سنتي طرفدار دارد) جوان ( كه بيشتر در بين بسيجيان خوانده ميشود) كه هر 3 روزنامه فوق به قيمت 50 تومان فروخته مي شود و90 در صد روزنامه هاي باقيمانده اصولگرا هم به قيمت100 تومان فروخته مي شود( كه با حمايتهاي دولتي و...نگراني هزينه كمتري دارند) اما وضع در طرف مقابل چندان مطلوب نيست اصلاح طلب ها روزنامه شرق را ( كه بين روشنفكرها و عموم مردم طرفدار داشت ) پس از كش وقوسهاي به علت چاپ مصاحبه ادبي با فردي كه گفته شد هم جنس باز است بسته شدروزنامه آبنده نو( هم كه بعد از حكم دادگاه كه اجازه نشر دوباره گرفته بود باز توقيف شد) روزنامه كارگزاران هم كه گفته مي شود به علت مشكلات مالي در حال حاضر قادر به چاپ نيست اصلاح طلب ها براي بيان افكارشان روزنامه هاي مانند مردم سالاري به قيمت150 تومان( البته حزب مردم سالاري در ائتلاف اصلاح طلب ها حضور ندارد) اعتماد ملي به قيمت200 تومان( حزب اعتماد ملي هم اعلام كرده است بصورت حزبي در انتخابات شركت كرده وبا ديگر احزاب ائتلاف نخواهد كرد)و روزنامه اعتماد به قيمت300 تومان (آقاي حضرتي مدير روزنامه اعتماد در هيئت رئيسه حزب اعتماد ملي حضور دارد)اگر چه چهره هاي اصلاح طلب در روزنامه هاي گفته شده هر از گاهي حرفهايشان را ميزنند امااولا اگر مردم بخواهند حرفهاي چهره هاي اصلاح طلب را بخوانند بايد قيمتي دو تا سه برابر افرادي كه روزنامه هاي اصولگر ميخوانند هزينه كنند و مورد مهمتر اينكه ائتلاف اصلاح طلب ها ( حزب مشاركت حزب كارگزاران مجاهدين انقلاب اسلامي جبهه روحانیون و....) روزنامه ندارند كه برنامه ها واهداف خود را بيان كنند
بدين ترتيب بايد گفت اصلاح طلبها در منگنه دو طرفه مشكلات مالي و محدوديت اعمال شده از طرف احرمهاي نظارتي قرار دارند
حالت خوبه؟ خودت خوبي؟ خوش مي گذره؟ معاون اول جان حرف هاي قشنگ تو باعث شد من اين نامه رو برات بنويسم. نمي داني، نمي داني چه حالت شعف توأم با سماعي به من دست داد وقتي ديدم گفتي کنترل جمعيت و حفاظت از محيط زيست توطئه غرب است. خوشحال شدم وقتي ديدم بالاخره يکي پيدا شد مچ اينها را گرفت و برملايشان کرد. خيلي هم توطئه غرب است. اين ساده انديشان نمي دانند که کنترل جمعيت را غرب براي فروش اقلامي که براي کنترل لازم است، به کشورهاي جهان سوم، از خودش درآورد تا بدين ترتيب به يک سود کلان و سرشار برسد و سر ملت ما بي بچه بماند. معاون اول جان اينها نمي دانند محيط زيست اساساً يک چيز غربي است، ما که الحمدلله در اينجا از اين بي تربيتي ها نداشته ايم. محيط زيست؟ مگر خداي نکرده فکر کرده اند اينجا کجاست؟ خجالت هم نمي کشند. اصلاً همين محيط زيست باعث مي شود دم به دقيقه لابد در آسماني صاف و آبي از اون بالا کفتر بيايه، معاون عزيز، کلام حکيمانه ات در اين باب که متاسفانه هنوز بسياري از دروس دانشگاهي ما از منابع غربي است، دلم را به درد آورد. آنقدر درد گرفت که با هيچ قرص و شربتي هم خوب نشد. من اما در حين اين دل درد به راه حلي رسيدم که الان و در اين نامه آن را پيشنهاد مي دهم؛ بهتر است مثلاً در درس شيمي به جاي جدول استکباري و اجنبي زده مندليف جهت معرفي عناصر به دوستداران علم و دانش، از کتاب کليله و دمنه استفاده شود. بر همين سياق بگير و برو جلو. معاون اول محترم و گرامي و شيرين سخن، من وقتي دانستم که گفته يي يکي از راه هاي نفوذ اين غرب «از طريق نظريه هاي علمي و فضاهاي کارشناسي » است، واقعاً توي دلم سه مرتبه با صداي بلند گفتم ايول، ايول، معاونو ايول. دقيقاً همين طور است که تو گفته يي. اصلاً من نمي دانم چرا با اين «نظريه هاي علمي» يک برخورد اساسي صورت نمي گيرد. اگر چهارتا از اين نظريه هاي علمي را بگيرند و با آنها به صورت محکمي بحث کنند، اينها دم شان را مي گذارند روي کول شان و مي روند. يا بر فرض همين «فضاهاي کارشناسي» که اشاره کرده يي و من تحقيق کرده ام اصلاً فضاهاي خوبي نيست. حتي موارد منکراتي هم در آنها ديده مي شود، بهتر است اين نگهبان هايي که قرار است در تالارهاي عروسي و امثالهم مشغول به کار شوند، چندتايشان هم براي نظارت جدي (جدي ها) بر اين فضاها گمارده شوند تا اين مشکل هم حل شود. در پايان نامه از زحمات بي دريغ تو و دوستان مزيد بر امتنان مي کنم.
با کمی دقت مشخص است که گزینه اول اجرا نشده چون تورم مخصوصا در این سال وافزایش قیمت که تقریبا به روز شده باعث فشارهای زیادی برای مردم شده ومشکلات فراوانی برای مردم ایجاد کرده است گزینه دوم هم که با حذف تدریجی حساب ذخیره ارزی خود به خود منتفی است گزینه های سوم و چهارم هم که دیده نی شود و تنها کارهای کوچک ویا در بهترین شرایط ادامه کارهای گذشته است در این شرایط اگر مردان اقتصادی دولت اعلام کنند که با پول نفت چه کرده اند وبهانه های مانند افزایش قیمت جهانی را بیان نکنند وبطور شفاف کارهای انجام شده (کارهای بزرگ ونه کارهای کوچک وجزیی)را اعلام کنند برای روشن شدن ذهن جامعه خوب خواهد بود
