«عوايد و پول حاصل از توسعه صنعت نفت بايد سر سفره هاي مردم قابل مشاهده باشد»، «رفع مشکلات جوانان از قبيل اشتغال، مسکن، ازدواج، ايجاد فرصت بالندگي آنها، تامين نيازهاي فرهنگيان، واگذاري امور به مردم و مديريت کم هزينه از اولويت هاي برنامه ما است»، «حفظ کرامت انسان ها، جلوگيري از توسعه فقر و فساد و تبعيض و از بين بردن بي عدالتي از محورهاي مورد تاکيد است»،«بسياري از لوله هايي که به خزانه وصل است و اموال مردم رامي مکد، قطع خواهم کرد»، «اگر دولت در اختيار اصولگرايان قرار گيرد، اولويت اصلي آن تامين نيازهاي آموزش و پرورش و معلمان خواهد بود»، «حل مشکلات معيشتي مردم از اولويت هاي برنامه دولت آينده است»، «معتقد به شفاف سازي معاملات نفتي کشور و نحوه هزينه کردن پول حاصل از آن هستيم»، «بايد جامعه نمونه اسلامي و عاري از فقر و تبعيض در کشور ايجاد کنيم»، «ما آن توسعه اقتصادي را مي خواهيم که آثار آن در سفره همه ملت قابل مشاهده باشد»، «برنامه هاي خود را با محوريت عدالت، مبارزه با فساد و رانت خواري و باز کردن ميدان براي ورود جوانان به عرصه مديريت بعد از انتخابات در چند جلد چاپ مي کنم»، «دولت من کابينه 70 ميليوني و مردم سالاري ديني خواهد بود که در آن مطالبات همه آحاد ملت پيگيري مي شود»، «حرف هاي من در تبليغات انتخاباتي، عملياتي بوده و در مورد اجراي آن حساب کنيد»، «بانک ها بايد اصلاح شوند و با کمترين هزينه بيشترين خدمات را بدهند»، «نرخ سود بانکي بايد کاهش يابد»، «دولت بايد سانسور را در زمينه کتاب کاهش دهد»، «شهردار تهران را به دولت دعوت مي کنم»، «از بازار سرمايه حمايت خواهم کرد»، «با اصلاح روش ها و مقررات، امنيت سرمايه گذاري را در کشور برقرار مي کنم. به خصوص از سرمايه هاي ايرانيان مقيم خارج براي پيشرفت استفاده مي کنيم»، «بالندگي و پيشرفت دانشجويان در دستور کار دولت من است و مرزهاي جنسيتي در دولت آينده جايي نخواهد داشت و از زنان شايسته استفاده مي کنيم»، «به زودي ايران به لحاظ فرهنگي، سازندگي، نحوه اداره کشور، نوع برقراري عدالت و توزيع ثروت و رفاه، به عنوان يک کشور الگو در جهان معرفي خواهد شد»، «دست مافياي قدرت و قبيله را از سر نفت کوتاه خواهم کرد و حاضرم جانم را پاي اين قضيه بگذارم»، «مردم بايد اثرات افزايش قيمت نفت را در سر سفره هايشان مشاهده کنند» و...
نوشته های بالا شعار های دکتر احمدی نژاد در زمان انتخابات بود به نظر شما چه چیزی در شعارهای بالا جلب توجه می کند ؟ نه نه عملی نشدن اکثر وعده ها که زیاد مهم نیست بالاخره باید در انتخابات حرفهای زد که برای مردم شیرین باشد ورای لازم را بتوان کسب کرد نکته جالب در شعارها عدم پرداختن به مهمترین کارهای دولت نهم بعد از سر کار آمدن یعنی انرژی هسته ای ومسئله هولوکاست بود دکتر کمترین حجم را برای این دو مسئله در تبلیغاتش اختصاص داده بود آقای دکتر مسائل اقتصادی را هم بااین دو مسئله تو جیه می کند شایدایشان فکر می کردندطرح چنین مسائلی آن قدر ها هم رای آور نیست
واما یک سوال آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟ آیا می توان با شعارهای دادو رای جمع کرد ولی بعد از انتخاب شدن به هدفهای که داشتیم ( شما بخوانید اداره دنیا)بپردازیم واز اصلی ترین شعارهایمان دور بمانیم و با این توجیه که هدف ما خیلی بزرگ است ( شما بخوانید به زانو در آوردن امریکا) ومردم نجیب ایران برای رسیدن به هدف بزرگمان برخی از مشکلات را تحمل می کنند
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 17:14  توسط سيامك
|
امروزه از لحاظ رقابتهاي سياسي جامعه به دو قطب اصلاح طلب و اصولگرا تقسيم شده ( البته كه در درون هر دو طيف اختلافاتي در زمينه اجرا وجود دارد) اما اين دو واژه از كي وچرا در جامعه كاربرد پيدا كرد؟
اصلاح طلبي واژه بود كه بعد از سر كار آمدن آقاي خاتمي رونق يافت (آقاي خاتمي مي گويد اين واژه بعد از رئيس جمهور شدن انتخاب شد ودر زمان تبليقات واژه اصلاح طلبي موضوعيت نداشت ) اطرافيان و آقاي خاتمي بيشترين اصلاحات را در زمينه سياسي آغاز كردند وبا سياست تنش زدايي نه تنها موفق شدن با اكثر كشورها روابط گرمتر برقرار كرده و موقعيت ديپلماسي و قدرت چانه زني ايران را بالا ببرند ( البته مخالفان اصلاح طلبي بر اين عقبده هستند ايران انقلاب كرد كه به هيچ كشوري احتياج نداشته باشد و كارهاي آقاي خاتمي باعث شد ايران اقتدار خود را از دست بدهد) بلكه در سايه اين رفتار اقتصاد ايران را در شرايطي كه قيمت نفت به 8 دلار رسيده بود ودر بهترين حالت 23 دلار بود از سقوط نجات داد
اما اصولگراي واژه جديدتري نسبت به اصلاح طلبي است چرا كه وقتي واژه اصلاح طلبي رواج پيدا كرد طيف مقابل اصلاح طلب به محافظه كار شهرت داشت واين طيف بعدها واژه اصولگراي را انتخاب كردند اما اصولگراي به چه معنا است افراد نزديك به اين طيف اصولگراي را اين گونه تعريف مي كنند اداره كشور با اصولي كه در اوايل انقلاب تعريف شده بود اما با اين تعريف چند نكته به ذهن مي رسد
1- رفتارهاي كه دولت آقاي خاتمي در طول 8 سال از خود نشان داد با اصول انقلاب مغايرت داشت ؟2 - آيا رفتارهاي دولت آقاي احمدي نژاد كه خودشان مي گويند بايد به ارزشهاي سال 57 بر گشت با اصول اوايل انقلاب هم خواني دارد اگر جواب مثبت است چرا گروهي كه خود را اصولگرا معرفي كرده واز دولت نهم حمايت مي كنند از مطرح كردن خود به عنوان محافظه كار ( خواستار حفظ موقعيت كنوني) اكراه دارند 3- آيا گروههاي اصولگرا هم بر اين اعتقاد هستند كه دولت نهم چه در اقتصاد ( تورم و اشتغال زاي و....) چه در سياست ( انفعال ايران در جوامع بين المللي و صدور بيانيه ها در سازمان ملل و...) نتوانسته اصولي كه در اوايل انقلاب مطرح بوده را بدست آورد؟ و به همين خاطر ازاستفاده لفظ محافظه كار براي خود اكراه دارد؟ وبه نوعي گروه هاي با ناميدن خود با عنوان اصولگراخود را از عملكرد دولت نهم مبرا مي كنند؟
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 11:43  توسط سيامك
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 15:2  توسط سيامك
|
ديروز بودجه كل كشور در سال 87 از طرف دولت براي تصوب به مجلس آورده شد اما هنوز بودجه به مجلس نرسيده چند نكته جالب جلب توجه مي كنه( اخه هر چي هم باشه آقاي دكتر معجزه قرن هستند) اولين نكته مربوط به قصه نفته آقاي احمدي نژاد كه اعتقاد دارند سند چشم انداز 20 ساله در 10 سال محقق خواهد شد معلوم نيست كي مي خواهند تا ثير نفت را در بودجه كم كنند چرا كه قراره طبق سند چشم انداز ايران بعد از 20 سال بودجه بدون متكي به نفت داشته باشه و حالا كه قراره ايران در 10 سال به اين هدف برسه ( به گفته آقاي احمدي نژاد) چرا بودجه با نفت 39 دلار و 70 سنت پيشنهاد مي شود و حدود 5 دلار بيشتر از سال قبل است ( انشاالله دولتهاي بعدي يك دفعه وبه صورت انقلابي اين كار را خواهند كرد)نكته بعدي كاهش تعداد صفحات كتاب بودجه از تعداد صفحات تقريبي 2400 صفحه به 600 صفحه است و اكثر جزييات بودجه حذف شده است (آخه نماينده هاي محترم خسته ميشن جزييات كيلوي چند مجلس تصويب كنه خود دولت هم بودجه را اجرا مي كنه هم نظارت ) ونكته بعدي كه از سر كار آمدن دولت نهم مشهود بود و با دادن بودجه كلي و نپرداختن به جزييات آن نمود بارز تري به خود گرفت علاقه آقاي دكتر به كنترل همه اوضاع از سياست گرفته تا اقتصاد وحتي ورزش توسط شخص خود است (ازعوض كردن وزيرها گرفته تا انحلال سازمان مديريت و دادن بودجه اي كلي با جزييات خيلي كم و.) كه اين رفتار دكتر يا ناشي از نداشتن افراد قابل اطمينان در كنارشان است يا اين كه آقاي احمدي نژاد اعتقاد دارند در همه زمينه ها نسبت به افراد ديگر واردترند( آيا دليل ديگري بر رفتارهاي دكتر شما سراغ داريد) و نوشته را با گفته اي از رئيس جمهور به پايان برسانم .
آقاي احمدي نژاد ديروز در مجلس گفت بدون تعارف در سالهاي قبلي نه مجلس ونه دولت از بودجه چيزي نمي فهميدند
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 11:33  توسط سيامك
|
از ديروز ثبت نام براي انتخابات مجلس آغاز شده و رسما كليد فعاليت براي مجلس هشتم زده شد اما اگر به حرفها و نوشته هاي اصلاح طلبها دقت كنيد بيشترين حجم گفتها مربوط به ترس از رد صلاحيتها است واين ترس باعث شده اصلاح طلبها نتوانند برنامه هاي كه براي مجلس هشتم دارند بصورت گسترده بيان كنند چراكه اگر اكثريت اصلاح طلبها رد شوند ( اتفاقي كه در مجلس هفتم افتاد) ديگر ارائه برنامه معني ندارد اما چرا رد صلاحيت ؟
با نگاهي به مراحل ثبت نام كه فردثبت نام كننده بايد فوق ليسانس داشته باشد و داشتن هر نوع سو پيشينه باعث رد صلاحيت مي شود و ... خود گواه اين مطلب است كه دايره نظارت و اسباب كنترلي خودبه خوبي افراد فاقد صلاحيت را قربال مي كند وهيچ كس هم به اين موضوع اعتراض ندارد اما وقتي كسي را كه نماينده مجلس بوده ( مثل محمد رضا خاتمي )يا افرادي را كه سابقه وزير شدن دارند ( مثل بهزاد نبوي ) يا افرادي كه هم سابقه نماينده گي مجلس را دارند و هم روحاني شنا خته شده اي هستند ( مثل قوامي ) و افراد بسيار ديگري مثل محسن آرمين كه هم شناخته شده هستند و هم مورد اطمينان نظام هستند رد صلاحيت مي شوند انتظار اين است كه شوراي نگهبان دلايل رد صلاحيت را بيان كند ( چنانچه خود افراد خواستار انتشار دلايل رد صلاحيت براي عموم مردم بودند) چرا كه وقتي صلاحيت يك نماينده مجلس براي دور بعد يا صلاحيت كسي كه وزيربوده براي نمايندگي مجلس رد مي شود بايد دلايلش براي عموم مردم بيان شود چرا كه مردم حق دارند بدانند نماينده يا وزير چه كرده كه ديگر براي كار در يكي از اركان نظام صلا حيت ندارد و اگر چنين است فرد مورد نظر بايد در دادگاه جواب گو باشد چرا كه آن فرد مدتي از بيت المال استفاده كرده است و اگر چنين نيست آيا شوراي نگهبان مي تواند به طور سليقه اي افراد را رد صلاحيت كند؟ و آيا مي توان فردي را به زم اين كه اگر نماينده شود بر عليه نظام فعاليت خواهد كرد رد صلاحيت كرد؟
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 18:54  توسط سيامك
|
عادل فردوسي پور دوشنبه شب ماموريت داشت كميته انتقالي فدراسيون فوتبال را به چالش بكشد و در اين ميان او مي بايست اعضاي كه ازطرف سازمان تربيت بدني بودند را بي گناه جلوه مي داد و اعضاي كه نماينده فيفا بودند بايد مقصر جلوه داده مي شدند عادل آقايان رقبتي و هاشمي دو عضو كميته انتقالي كه ازطرف سازمان تربيت بدني هستند را نيز دعوت كرده بودند اما چون آنها مي دانستند آقاي فردوسي پور كارش را بلد است و به تنهاي هم مي تواند كارش را انجام دهد و شخص آقاي علي آبادي را بي گناه جلوه دهد به برنامه نيامدند برنامه شروع شد عادل ابتدا بريده از جرايد را پخش كرد اما فراهاني جوابهاي داد كه عادل ( كم آورد) مصاحبه هاي پخش كرد كه همگي اعضاي كه نماينده فيفا هستند را محكوم كردند اما باز فراهاني جوابهاي براي تك تك آنها داشت عادل نتوانسته بود ماموريت خود را انجام دهد آقاي هاشمي با برنامه تماس گرفت تا شخصا از آقاي علي آبادي دفاع كند آقاي هاشمي با گفتاري غير مترقبه سخن گفت و آقاي فراهاني را دروغ گوي كه مي خواهد باعث عقب ماندگي برنامه هاي فدراسيون شود متهم كرد و آقاي فراهاني كه تا آن لحظه برنامه محتاطانه سخن گفته بود با نشان دادن نامه هاي كه مهر محرمانه خورده بود حرفهاي زد وجوابهاي دادكه به واقع آقاي هاشمي كم آورد اما مگر مي شد هر چه باشد آقاي علي آبادي نماينده ويژه آقاي احمدي نژاد در مورد فوتبال بود و اثبات اينكه علي آبادي مقصر است غير مستقيم پاي آقاي احمدي نژاد را پيش مي كشيد به همين خاطر سخنگوي سازمان تربيت بدني پشت خط آمد و فردوسي پور براي اولين بار بود كه از كمبود وقت حرفي نمي زد اولين جمله سخنگوي سازمان تربيت بدني (آقاي فراهاني سياست مدار است و خوب بلد است است اوضاع را به نفع خود كند ) نشان دهنده اين بود كه سازمان در اين برنامه به اهداف خود نرسده است اما سخنگو هم نتوانست فراهاني را محكوم كند و برنامه اي كه به مناظره طر فداران دولت و سازمان تربيت بدني با اعضاي كميته انتقالي كه نماينده فيفا هستند تبديل شده بود با صحبتهاي پاياني فراهاني كه 1- ما آماده ايم اگر سازمان مشكلي ايجاد نكند انتخابات را در موقع بر گذار كنيم 2- با 4 مربي تمام شرايط را تمام كرده ايم و تنها مانده با يكي از آنها سازمان قرار داد ببندد زيرا ما حق امضا قرار دادرا نداريم
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 19:23  توسط سيامك
|
در اقتصاد کلان هر چه قدر یک کشور بتواند با دیگر کشور ها رابطه بهتری برقرار کند به همان میزان می تواند بهتر وبیشتر محصولات خود را صادر کرده و محصولات وخدمات بهتری را به کشور خود وارد کند در این میان سوال اینجاست که سیاست ایران در این ضمینه چیست ؟ ایران چه چیزهای صادر می کند و چه محصول یاخدماتی را وارد کشور می کند ؟ همانطور که همه می دانند اقتصاد ایران متکی به نفت بوده و چیزی حدود ۸۰ درصد از صادرات ما را نفت خام تشکیل می دهد و سالیانه حدود ۵ درصد از صادرات ما را محصولات پتروشیمی تشکیل می دهد و چیزی کمتر از ۱۵ درصد از صادرات ما غیر نفتی است اما واردات ما شامل چه چیزهای است چیزی که مشخص است اکثر واردات ما ( شما بخوانید بالای ۹۰ درصد ) وارداتی مصرفی است و همین عامل باعث می شود نیاز ما به واردات هر ساله افزایش یابد وهر سال پول بیشتری برای واردات باید کنار گذاشت در این میان چند نکته وجود دارد ۱- زعفران ایران که یکی از محصولات بسیار مهم غیر نفتی به حساب می آید ( البته شاید برای مسئولان زیاد هم اهمیت نداشته باشد ) به صورت فله به اسپانیا صادر می شود و بعد از بسته بندی به نام محصول اسپانیا وبه صورت بسته های چند گرمی فروخته می شود ( بد نیست بدانید در حالی که اسپانیا یک بوته زعفران هم ندارد به عنوان کشوری که یکی از بهترین نوع زعفران را دارد شناخته می شود) ۲- به علت نداشتن تکنولوژی مناسب در صنعت مرغ قیمت تمام شده مرغ ۴ برابر قیمت جهانی است۳- گاو داری های ایران فاقد ماشین آلات پیشرفته است و معمولا به صورت سنتی اداره شده و راندمان به مراتب پایین تری از دیگر کشورها دارد ۴- وضع در بخش کشاورزی خرابتر است و اکثر کشاورزها خبری از ماشین آلات پیشرفته کشاورزی ندارند چه برسد به استفاده از آن ۵ -..... اما ایران سیاستی پیش گرفته و می خواهد به اصطلاح خود سازنده همه چیز باشد و اصطلاحا با صنعت منتاژ مخالف است. در این میان سوالی پیش می آید که آیا واردات تکنولوژی روز دنیا آن هم در شرایطی که به علت قیمت بالای نفت ارز خوبی وارد کشور می شود بدتر از واردات مصرفی است فراموش نکنیم کارخانه پژوی فرانسه که امروزه در صنعت ماشین سازی یکی از بزرگان است کل تجهزات خود را از کشور آلمان آورده بود آیا امروز کسی به آنها آنک مونتاژ را می تواند بزند چرا ما با تعصب بی جا مانع ورود تکنولوژی روز دنیا می شویم ما به تنهای چند سال نیاز داریم تا کارخانه ای مانند پژو راه اندازی کنیم ( توجه دارید که این فقط یک مثال است) هیچ کس به هوش و توانایی ایرانی شک ندارد و ما باید با سرعت خود را با دنیا هماهنگ کنیم تا با زکاوت خود در اداره اقتصادی دنیا شریک باشیم چرا که ما امکاناتش را(نفت گاز معادن نیروی جوان آماده به کار جاذبه های توریستی و...)را داریم
+
نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 19:20  توسط سيامك
|