بله اين هم يه جورشه ديگه بالاخره آقاي احمدي نژاد رئيس دولت است و حق دارد همكارانش به خصوص وزيرهاي دولت را با سليقه خود انتخاب كند اما يك جاي كار ايراد داره واون هم تموم نشدن سريال تغييرات است ودر ذهن آدم سوال ايجاد مي شود كه آيا كابينه نهم را فرد ديگري انتخاب و به مجلس معرفي كرده بود كه حالا آقاي احمدي نژاد دست به تغييرات اين چنين گسترده مي زند و به اين تغييرات اضافه كنيد استيضاح وزير بازرگاني راكه نماينده ها اعتقاد دارند استيضاح خواسته خود احمدي نژاد است البته با توجه به روحيات آقاي رئيس جمهور احتمال دخالت يا اعمال فشار در انتخاب وزرا احتمالي است كه به صفرخيلي نزديك است و يك احتمال ديگر كه مي شود از آن ياد كرد اين است كه با توجه به روحيات خاص آقاي احمدي نژاد كه دوست دارد در همه كارها وارد شود و حرف آخر را بزند ( حالا فرقي نمي كند موضوع فوتبال باشد يا مسكن باشد يا اقتصاد يا انرژي هسته و....) اين روحيه آقاي دكتر كار كردن در كنار ايشان را سخت مي كند و باعث تغييرات مي شود كه رفته رفته تعدادشان ركودي جديد دركل دولتها خواهد شد
هيات وزيران در راستاي اصلاحات ساختاري و حذف مجاري موازي تصميم گيري در بخش اقتصادي دولت و براي تسريع انجام وظايف و ماموريت هاي محوله با استناد به برنامه چهارم توسعه کشور، وظايف هيات امناي حساب ذخيره ارزي را به کميسيون اقتصادي دولت محول کرد.گفتني است براساس مصوبه قبلي هيات وزيران در تابستان سال گذشته 28 شوراي دولتي در چهار شوراي عالي ادغام شدند
بله همچنان بازار بركناري و انحلال داغ است و معلوم نيست اين تغييرات كي تمام مي شودو شايد هم تاآخرين روز كاري دولت ادامه داشته باشد اما علتي كه اين انحلال دولت را ويژه مي كند اتفاقات اخير است در ابتدا رئيس جمهور از اعمال فشار در انتخاب وزرا سخن مي گويد واعلام مي كند نتوانسته آن نفراتي كه مد نظرش بود به طور كامل انتخاب كند سپس در پي بركناري ها وزير اقتصاد را بركنار مي كند و آقاي صمصامي را به سرپرستي اين وزارت خانه انتخاب مي كند كه از صحبتهاي جالب ايشان اين جمله بود در سوريه مي گفتند اگر بعد از پيامبر اگر قرار بود پيامبر ديگري بيايد آن احمدي نژاد بود خلاصه مثل اينكه دولت نهم و شخص آقاي احمدي نژاد از عملگرد مجلس هفتم در زمينه تصويب متمم هاي كه دولت براي برداشت از حساب ذخيره ارزي داد و تقريبا باعث خالي شدن حساب ذخيره ارزي شد چندان راضي نبوده ودر اقدامي انقلابي ( مثل اكثر كارهاي دولت نهم ) دستور به انحلال هيات امناي حساب ذخيره ارزي داده و اختيارات آن هيئت را به کميسيون اقتصادي دولت محول کرد تا از اين پس راحتر از نفت 100 دلاري استفاده كند ويكي از نهادهاي كه بايد به آن پاسخ مي داد را حذف كرد آيا با اين كار جلوي تورم گرفته خواهد شد؟ آيا زمينه اشتغال زاي فراهم خواهد شد؟ آياكشتي اقتصاد ايران خواهد توانست از اين درياي پرتلاطم عبور كند؟
دولت لايحه يي دوفوريتي را تقديم مجلس کرد که بر اساس آن خواستار برداشت دو هزار ميليارد تومان از حساب ذخيره ارزي براي جبران خسارات ناشي از خشکسالي شده است.همزمان علي عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات هم خبر داد؛ نمايندگان يک طرح دوفوريتي ديگر را تقديم هيات رئيسه کرده اند که تحت عنوان جبران کسري آموزش و پرورش، دانشگاه ها و بخش سلامت خواستار برداشت مجموعاً يک هزار و 550 ميليارد تومان از محل درآمدهاي مازاد شرکت نفت شدند.به گفته نماينده تهران، طراحان پيشنهاد داده اند که به دليل عدم اختصاص اعتبارهاي اختصاص يافته به بودجه هاي سالانه از سوي دولت، اين کسري ها از طريق اختصاص 1100 ميليارد تومان به معوقه فرهنگيان، 350 ميليارد تومان به بخش سلامت و 100 ميليارد تومان به کسري دانشگاه ها جبران شود.بله باز هم قصه تكراري برداشت از حساب ذخيره ارزي و چند نكته
1- وقتي تشكيل حساب ذخيره ارزي به تصويب رسيد ( در دولت آقاي خاتمي ) قرار بود از اين حساب برداشتي صورت نگيرد مگر در دو مورد 1- كمك به بخش خصوصي ( دادن وام به طرحهاي بخش خصوصي كه توجيه مناسب دارند )2- در شرايط كه كشور در شرايط ويژه و خاصي قرار گيرد
اما نكته بعدي كه وجود دارد اين است كه كشوردر هر شرايطي باشد حالا فرق نمي كند بودجه با نفت 8 دلار يا 20 دلار يا 34 دلار( كه با دادن متمم اكثر درآمد نفت 100 دلاري خرج شد) بسته شود باز در پايان سال دولت به فرهنگيان بدهكار است واما نكته سوم اينكه آقا ايران اصولا كشور جالبي است واز دو سو يعني هم از سيل و هم از خشكسالي خسارت مي بيند مثلا 5 سال متوالي است كه به صورت غير مترقبه سيل به استان گلستان خسارت وارد مي كند و اما چند سوال 1- چند سال لازم است تا ديگر استان گلستان از سيل خسارت نبيند ويا استانهاي كه خشكسالي را هر ساله تجربه مي كنند چند سال ديگر بايد منتظر باشند تا مسئولان تمهيداتي اتخاذكنند تا خشكسالي خسارتي وارد نكند ( آيا در قرن 21راهي براي جلوگيري از سيل و چاره براي كم كردن خسارت خشكسالي وجود ندارد؟ )2- اما سوال دوم مگر در هر سال بودجه براي حقوق فرهنگيان وديگر حقوق بگيران تصويب وبه خزانه دولت وارد نمي شود پس چرا در پايان هر سال شاهد عقب افتادن حقوقها هستيم؟آيا به طور ناگهاني تعدادحقوق بگيران زياد مي شود كه دولت نمي تواند پيش بيني درستي داشته باشد يا مسائل ديگري دخيل است؟ و بالاخره سوال آخر متمم هاي دولت كه با تصويب مجلس حساب ذخيره ارزي راتقريبا خالي كرد در چه زمينه هاي بود آيا در بخش خصوصي هزينه شد؟ يا نه كشور در شرايط ويژه قرار دارد ؟
محمود احمدي نژاد با تاکيد بر اينکه «نظريات اقتصادي و سياسي پنجاه سال گذشته دنياي غرب شکست خورده است»، اعلام کرد؛ «مي خواهيم مناسبات جديدي در دنيا تنظيم کنيم.» رئيس جمهور در ديدار استادان نمونه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در سال 86 خاطرنشان کرد؛ مشاهده مي کنيم در بخش اقتصادي دره يي عميق ميان کشورهاي ثروتمند و فقير وجود دارد. نظريات توسعه اقتصادي موجب شده تا ثروت کشورها به جيب عده يي ثروتمند در دنيا برود ولي آنها امروز به پايان راه رسيده اند.
چراآقای احمدی نژاد از طرح جدید اقتصادی برای جهان صحبت می کند چه اتفاقی افتاده است که رئیس جمهوری ایران از تغییر و اصلاح اقتصاد جهان حرف می زند مگر اقتصاد چیزی جز سود بیشتر برای طرفین معامله است؟ ودر این بین هر کدام از طرفین به جزئیات واردتر باشد سود بیشتری می برد مگر نه این که هر کشور سعی دارد که در هر معامله که انجام میدهد سود بیشتری برای کشورش به ارمغان آورد؟ نمونه اخیرش همین چین که بعد از تسخیر بازار در ابعاد مختلف امروز در فکر اجاره زمین از روسیه واسترلیا برای کشاورزی است وباید منتظر محصولات کشاورزی چینی هم باشیم آیا چین این کارها را برای سود دادن به کشورهای دیگر انجام می دهد یا تنها به فکر کشور خود است ؟ مگر اصل اقتصاد بر همین پایه نیست ؟ حالا منظور آقای دانش جعفری مبنی بر این که : در دولت خیلی از مبانی اقتصاد را قبول ندلرند روشنتر می شود کشوری مثل ایران با این همه امکانات ( نفت .گاز .معادن . زمینهای کشاورزی . موقعیت توریستی و.....) چرا باید این درصد تورم وبیکاری را تجربه کند؟ بهتر نیست مناسبات جدید را اول در ایران اجرا کنیم تا اول خودمان در رفاه باشیم بعد اگر نتیجه داد در کشورهای دیگر آن را اجرا کنیم؟آقای احمدی نژاد می گوید: به نظر مي رسد امروز جهان نيازمند نظريه جديدي در باب اقتصاد است.
آیا این نظریه از طرف ایران ودولت نهم ارائه خواهد شد؟
داوود دانش جعفري در مراسم توديع خود، حرفهای جالبی زد که قسمتی از آن را می خوانید:
بسياري از مفاهيم پذيرفته شده علم اقتصاد در دنياي امروز از قبيل تاثير نقدينگي بر تورم و يا چگونگي تقسيم كار مطلوب بين دولت و مردم زير سال بود. به برنامه چهارم به عنوان سندي لازم التباع نگاه نميشد اين در حالي بود كه هيچ تلاشي براي تغيير آن نيز نميشد. دوم ـ مسائل جنبي دست چندم كشور كه اصولا اهميت نداشتند در شرايطي، تبديل به مساله دست اول كشور ميشدند. مثل تعيين ساعت كار بانكها كه ماهها ما را به خود مشغول كرد. در طرح مربوط به انحلال سازمان برنامه هم ديده بودم كه اين اقدام حساب شده نبود و جز ايجاد سرخوردگي و ياس براي كاركنان اين سازمان عظيم اثر ديگري نداشت. از ويژگيهاي ديگر اين دوره هيجاني اين بود كه هر كس به خود اجازه ميداد در مسائل كلان اقتصادي كشور دخالت كند. نمي دانم چه فايدهاي از اين كار ميبردند. يك بار آقاي دكتر رحيمي ـ رييس كل ديوان محاسبات ـ در يك مصاحبه داخلي ـ خارجي اعلام كرد كه يكي از قراردادهاي نفتي كه در دولت قبل منعقد شده است، مساله دار است و لذا بايد اين قرار داد را كه 20 ميليارد خسارت به كشور ميزند لغو شود. هم من و هم وزير نفت جداگانه با ايشان صحبت كرديم و گفتيم اين نحوه رفتار شما با قراردادهاي بينالمللي حيثيت ما را زير سوال ميبرد و ديگر در بستن قراردادهاي جديد به ما اعتماد نميكنند. اگر اشكالي وجود دارد بايد آن را رفع كرد و نه اينكه با مصاحبه مطبوعاتي هو و جنجال راه بياندازيم. از طرف ديگر دليلي وجود ندارد كه قبل از اين كه اين پرونده رسيدگي شده باشد و حكمي صادر شده باشد اين بحثها رسانهاي شود. ايشان خيلي ساده گفت: «من از شما دستور نميگيرم» بعد از آن با هيات رييسه مجلس صحبت كردم و خوشبختانه آنها با روشهاي خود، فتيله اين بحث را پايين آوردند. به نظرم ميرسد ريشه اين هيجانات بر ميگردد به يك سري اطلاعات كارشناسي نشده يا پردازش نشده كه بدون بررسي به مراجع بالاتر ميرسد. در همين سخنراني اخير قم نيز كه بازتاب وسيعي داشت، ريشههاي اين نوع گزارشها غير كارشناسي كه بدون چك كردن به مراجع بالاتر رسيده به راحتي قابل مشاهده است. در جلسه دولت با جناب آقاي دكتر صحبت كردم و گفتم طرح اين بحثها به كشور آسيب ميرساند. به طور مثال همه ميدانند كه در حال حاضر واردات سيگار در كشور كاملا آزاد است و هيچ امتياز انحصاري به كسي داده نشده است. 21 شركت بزرگ و كوچك، بازار واردات رسمي سيگار ايران را در اختيار دارند و در سال 1386 حدود 300 ميليون يورو واردات داشتهاند. چطور ممكن است فردي براي گرفتن مجوز واردات سيگار كه هيچ مانعي هم براي آن وجود ندارد، حاضر باشد پنج ميليارد حق حساب بدهد؟! اين بحث منطقي به نظر نميرسد! قاعده اقتصادي ميگويد: اگر يك ميليارد تومان پول داشته باشيم و با آن فقط يك طرح را در يك سال ميتوان به پايان برد. وقتي دو طرح را شروع ميكنيم ـ البته با قصد خدمت ـ حتما به زودي درخواهيم يافت كه هر دو طرح در پايان سال فقط ميتواند 50 درصد پيشرفت فيزيكي نمايند و لذا مردم را براي يك سال از بهرهبرداري از همان يك طرح اولي محروم كردهايم. در طول اين دوره هر قدر من و بانك مركزي تلاش كرديم اين دوست صميمي و دوست داشتنيمان جناب آقاي دكتر جهرمي را كه اخيرا از حوزه سياسي وارد فعاليتهاي اقتصادي شده، متقاعد كنيم كه چاپ اسكناس براي ايجاد اشتغال مفيد نيست، اما موفق نشديم. حتي اگر هم بانكها منابع مختصري را براي طرحهاي مورد نظر اختصاص مي دهند، بايد ديد طرحهاي زودبازده جديد مهمتر هستند يا تامين سرمايه در گردش طرحهاي تمام شده قبلي؟!
واما یک سوال : اگر آقای جعفری همچنان وزیر بودند باز این حرفها را می زدند؟
نزدیک 3 سال از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد می گذره کسی که آوردن پول نفت سر سفرها یکی از وعده هایش بود که البته گرانی و… در این 3 سال نشان داد که نباید زیاد به شعارها اهمیت داد اما آقای احمدی نژاد یک ویژگی خاصی دارند وآن اعتماد به نفس بالای ایشان در همه کارهایشان است ( حتی در کارهای که همه کارشناسان بر اشتباه بودن آن تاکید دارند) وهمین ویژگی باعث شده است که آقای احمدی نژاد در تمام زمینه ها اظهار نظر کنند ( سیاست. فوتبال .ورزش بانوان .انرژی هسته ای . کشاورزی . پزشکی .مسکن و…..) و هر کس با نظرش مخالفت کرد او را از سر راه خود بردارد ( حال می خواهد سازمان برنامه وبودجه باشد یا وزیر ویا هر کس دیگر) آقای احمدی نژاد پست ریاست جمهوری را به عنوان اولین مسئول اجرای کشور به تمام معنا اجرا می کند ( حتی اگر تصمیماتش یک نفره باشد وبدون کار کارشناسی ) آقای احمدی نژاد به آقای خاتمی نشان داد که نیازی به لایحه افزایش اختیارات ریاست جمهوری نیست چرا که فردی که برای ریاست جمهوری انتخاب می شود ( حتی با رای 40 درصدی) مسئول اول اجرای کشور است ومستقیما مسئول اجرای است و راضی نگه داشتن همه لازم نیست واما یک سوال اگر در سال آینده یک اصلاح طلب برای ریاست جمهوری انتخاب شود ( سخته ولی ممکنه ) آیا سیاست آقای خاتمی (راضی نگه داشتن همه که گاهی باید از کارها ی زیر بنای دست کشید وگاهی ….) در پیش می گیرد یا نه کاری که برای پیشرفت کشور لازم است ولی باعث نارحتی عده می شود را انجام خواهد داد؟
